اظهار عشق به ملكه مملكت!!

اگه شما کسی رو دوست داشتین که ازدواج کرده و یا عاشق کسی شدین که فهمیدین ازدواج کرده ولی برای مشکلتون راه حلی پیدا نکردین، داستان واقعی زیر رو بخونین (که بیشتر متن را از وبلاگ از محضر استا د تا به خدا بدون اجازه صاحبش قرض گرفتم):

در حکایات است که به دستور و هزینه گوهر شاد خاتون مسجد گوهرشاد فعلی را در کنار مرقد مطهر ثامن الحجج شروع به احداث نمودند که خود آن نیز داستانهای جالبی دارد که منظور نظر ما نیست. در هر صورت مسجد شروع شد ، گوهرشاد خانم هر چند روز يكبار جهت سركشى به ساختمان به محوطه كار مى آمد و دستورات لازم را به معماران و استادكاران مى داد .

روزى براى سركشى ساختمان آمد ، باد مختصرى وزيدن گرفت ، گوشه چادر خانم بوسيله باد كنار رفت . يكى از عمله ها چهره او را ديد ، دلباخته آن زن شد. جرأت اظهار نظر براى او نبود ، زيرا بيم آن داشت كه او را اعدام كنند ، عمله و اظهار عشق به ملكه مملكت ! !

دو سه روزى نگذشت كه عمله بيچاره مريض شد ، پرستارش تنها مادر دردمندش بود. طبيب از علاج او عاجز شد ، مادر مهربان كنار بستر تنها فرزندش گريه مى كرد ، فرزند چاره اى نديد جز اينكه دردش را به مادر اظهار كند . مادر ساده دل و ساده لوح ، براى رفع اين مشكل به گوهر شاد مراجعه كرد ، و درد فرزندش را با او در ميان گذاشت و علاج را از آن زن بزرگوار خواست و به او گفلت اگر اقدام نكنى تنها پسرم از دستم مى رود ، و در قيامت دامن ترا جهت خونخواهى فرزندم خواهم گرفت .

گوهر شاد خانم ، از اين داستان بسيار ناراحت شد و به آن مادر دل سوخته گفت ، چرا اين مشكل را زودتر با من در ميان نگذاشتى تا بنده اى از بندگان خدا را از گرفتارى نجات دهيم ، آنگاه گفت اى مادر به خانه برو و سلام مرا به فرزندت برسان و بگو من حاضرم با تو ازدواج كنم ، ولى شرطى را بايد من رعايت كنم و شرطى را تو بايد رعايت كنى ، اما شرطى كه من بايد رعايت كنم جدائى از شاهرخ ميرزاست ، اما شرطى كه تو بايد رعايت كنى پرداختن مهريه به من است قبل از اينكه در خط اين ازدواج قرار بگيرى ، و آن مهريه اين است كه چهل شبانه روز در محراب زير گنبد مسجد نماز بخوانى و ثوابش را ، بعنوان مهريه من قرار دهى .

مادر ، به خانه برگشت و تمام مسائل را با پسر خود در ميان گذاشت ، پسر از شدت تعجب خيره شد ، و از اين خبر آن چنان شادمان شد كه به زودى از بستر رنج برخاست و با كمال اشتياق پرداخت اين مهريه را به عهده گرفت ، و پيش خود گفت چهل روز كه چيزى نيست اگر چند سال به من پيشنهاد مى شد حاضر به اجراى آن بودم. در هر صورت به محراب عبادت رفت ، چهل شبانه روز نماز خواند ، اما براى رسيدن به وصال گوهرشاد خانم ، ولى بتدريج به توفيق حضرت الهى به راه ديگر افتاد .

پس از چهل شبانه روز ، نماينده گوهرشاد خانم ، به محراب عبادت آمد ، تا از حال او خبردار شود ، چون با او سخن گفت ، ملاحظه كرد اهميتى به مسئله نمى دهد ، گفت من نماينده گوهرشاد هستم ، جهت خبر گرفتن از حال تو و گزارش به خانم آمده ام ، گفت به خانم بگو من نمى تونم براى رسيدن به وصال تو ، دست از محبب واقعى عالم حقيقى جهان بردارم برو به او بگو :

اگر لذت ترك لذت بدانى دگر لذت نفس لذت نخوانى

مسجد گوهر شاد در کنار آستان قدس رضوی

/ 9 نظر / 38 بازدید
آشنا

اگر خود هفت سبع از بر بخوانی چو آشفتی الف بی تی ندانی تازگیها عکس هم همراه نوشته هات میزاری..خوبه..گمونمپست بعدیت با فایل صدا همراهه..موفق باشید

غريبه

عمو چه چيزای با مزه ای نوشتيا!!!! من يه عالمه دلم گرفت!!! ميدونی چرا؟ چون منم عاشقم !!! يعنی منم از اين عشقه زمينی به عشق خدا ميرسم؟ نه !!!!!!!!! نميدونم؟

احمد

سلام..بابا ايول کاشکی از اين اتفاقا برا ما م می افتاد هرچند که ما هنوز عشق زمينيشم حس نکرديم(منظور از ما منه)خودما خيلی تحويل می گيرم. در ضمن اگه دوست داشتی بيا تبادل لينک کنيم.

محمدعلی(ايران اسلام)

سلام مگه عشق هم از ترک لذتهاست؟ مهم متن نبود. مهم اون حال و هوای دل ما بود که ياد حرم ثامن الحجج کرد. خدا خيرتون بده يا علی

مینا

نوجوان بی درد و غم واژه هایی شایسته و در خور شخصیتی که شما ظاهرا به اون می نازید نیست جناب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حسن

تصوير بسيار زيبايی از وبلاگ شما در ذهنم نقش بست

جواد

سلام. با وبلاگت حال کردم. مخصوصا با اين مطلب آخريت. موفق باشی

جواد

ضمنا وبلاگتو لينک کردم