تلاش برای احیای اصولگرایی اصلاح طلبانه

تلاش برای احیای اصولگرایی اصلاح طلبانه

بعد از مدتها دور بودن از فضای سیاسی -البته از نوع قلمی اش- و ماهها به روز نرساندن این وبلاگ، قصد دارم تا با دوستان ارتباطی دوباره گرفته و تمرکز اصلی مطالب را بر احیای اصولگرایی اصلاح طلبانه بگذارم.

آیا چیزی به نام اصولگرایی اصلاح طلبانه وجود دارد و شدنیست؟

سوال بالا زیاد از سوی دانشجویان مطرح میشود و برخی سیاسیون آن را امری ناممکن میدانند. بله! با نگاهی صرفا جناحی و از زاویه خطوط چپ و راست، هیچگاه نمیتوان روشی میانه و رفتاری معتدل داشت اما با بررسی ابعاد قضیه میتوان به حقیقتی جدید دست یافت.

در زیر مطلب را با فرازهایی از سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان کرمانی در تاریخ 19 اردیبهشت 1384 جلب میکنم:

"...الان هم نظام را متهم مى کنند که مى خواهد دستگاه را یکدست کند؛ نه، یکدست کردن مطلقاً مورد قبول دستگاه نیست. اگر مراد از یکدست کردن این است که همه ى کارهاى کشور به یک جناح سپرده شود، این چیز غلطى است و بنده هم اصلاً اعتقادى به این ندارم. دو جناح مقابل در مجموعه ى نظام مى توانند باشند و فعالیت کنند؛ ولى شرطش این است که به قانون اساسى وفادار باشند. اینها بر کارِ هم نظارت مى کنند، با هم رقابت سالم مى کنند. این مسابقه، پیشرفت به وجود مى آورد و از در بسته بودنِ تشکیلات گوناگون حکومتى جلوگیرى مى کند؛ این چیز مغتنم و خوبى است.

...بنده سه چهار سال قبل در نماز جمعه ى تهران گفتم دو جناح براى این کشور مثل دو بالند، که کشور با این دو بال مى تواند پرواز کند. اما اگر یکدست کردنى که آنها دستگاه را متهم مى کنند، معنایش حاکمیت یکپارچه و اجازه ندادن به شکاف در حاکمیت و در اصول است، این لازم است. در هیچ جاى دنیا به کسانى که به قانون اساسى و اصول آن کشور معتقد نیستند، اجازه نمى دهند در بخش هاى حاکمیت وارد شوند. در کجاى دنیا چنین اجازه یى داده مى شود؟ آیا در امریکا و انگلیس و جاهاى دیگر به کسى که با اصول و ارزش هاى امریکایى مخالف است، اجازه مى دهند در رأس حکومت بیاید؟ شما مى بینید در مبارزات انتخاباتى شان اختلاف بین دو حزب و دو جناح بر سر چیزهاى بسیار جزئى تر از این حرف هاست؛ بزرگترین اش این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم - یک جناح مى گوید حمله کنیم، یک جناح مى گوید حمله نکنیم - والّا اختلاف سر مسائلى از این قبیل است که مالیات فلان جنس را افزایش دهیم یا نه؛ راجع به مسائل زیست محیطى چنین بکنیم یا نه. مگر در دنیاى دمکراسى اجازه مى دهند که کسانى که با اصول و مبانى یک نظام مخالفند، بیایند داخل حاکمیت آن نظام شوند؟ هیچ جاى دنیا چنین اجازه یى نمى دهند. البته معلوم است که ما هم اجازه نمى دهیم. کسانى که قانون اساسى را قبول ندارند، کسانى که اصل نظام جمهورى اسلامى را قبول ندارند، اینها بیایند در رأس نظام جمهورى اسلامى قرار بگیرند؟! اسم این اصلاح طلبى است؟

بنده دعواى اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندى را غلط مى دانم. نقطه ى مقابل اصولگرا، اصلاح طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح طلب، اصولگرا نیست. نقطه ى مقابل اصولگرا، آدم بى اصول و لاابالى است؛ آدمى که به هیچ اصلى معتقد نیست؛ آدم هرهرى مذهب است. یک روز منافع او یا فضاى عمومى ایجاب مى کند که بشدت ضد سرمایه گذارى و سرمایه دارى حرکت کند، یک روز هم منافع اش یا فضا ایجاب مى کند که طرفدار سرسخت سرمایه دارى شود؛ حتّى به شکل وابسته و نابابش! نقطه ى مقابل اصلاح طلبى، افساد است. بنده معتقد به اصولگراى اصلاح طلبم؛ اصول متین و متقنى که از مبانى معرفتى اسلام برخاسته، با اصلاح روش ها به صورت روزبه روز و نوبه نو.

ما باید روش ها را اصلاح کنیم. در روش ها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهى به مرحله یى مى رسیم که امروز دیگر جواب نمى دهد؛ باید مرحله ى دیگرى را شروع کنیم. حفظ اصول و اصلاح روش ها، معناى اصلاح طلبى است.

البته از نظر امریکایى ها اصلاح یعنى ضدیت با نظام جمهورى اسلامى. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت؛ محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت؛ این همان چیزى است که بنده گفتم اصلاحات امریکایى. این اصلاحات به درد خودشان مى خورد. ملت ایران اصلاح را براساس اصول خود انجام مى دهد...."

متن کامل سخنرانی را از اینجا بخوانید.

/ 0 نظر / 31 بازدید