جای خالی ارتش واحد اسلامی

وقتی که در جریان حمله بیرحمانه اسرائیل به لبنان، مشاهده میکنیم که مردم بیدار دل سراسر دنیا، فقط میتوانند با برپایی تظاهرات و راه پیمایی در خیابانها، اسرائیل را محکوم کنند و خواستار احقاق حق از دست رفته لبنانیها باشند، این سؤال در اذهان تداعی می شود که واقعا چگونه می توان باعث توقف جنگ و جلوگیری از به خاک و خون کشیده شدن انسانهای بیگانه شد؟
این همه بیانیه در محکومیت اسرائیل و تأیید حرکت مقاومت اسلامی حزب الله در سرتاسر جهان، چه تأثیر عملی ای در روند توقف جنگ نابرابر و جلوگیری از رفتار ددمنشانه اسرائیل در لبنان داشته است؟
در سطح دیپلماتیک و بین دولتها نیز فقط سازمان ملل و زیر مجموعه آن –شورای امنیت- میتوانند قدرت لازم را داشته باشند تا عاملی برای جلوگیری از کشتار غیر نظامیان و استقرار صلح و امنیت در کشور های در معرض تهاجم باشند. که آن هم با حق وتوی آمریکا و به هیچ انگاشتن نظر بیش از 190 کشور عضو سازمان ملل، قدرت دبیر کل سازمان را در حد یک عروسک خیمه شب بازی تنزل میدهد و شورای امنیت را نیز از دادن یک بیانه تند علیه اسرائیل باز میدارد – توجه داشته باشیم که استفاده از حق وتو توسط کشوری صورت میگیرد که خود داعیه دموکراسی خواهی و قبول نظر اکثریت را داراست-.
و باز این سؤال بوجود می آید که، پس این همه دولت و کشور اسلامی و این همه پتانسیل عظیم 1.5 میلیارد نفری مسلمانان به چه درد میخورند اگر نتوانند جلوی تجاوز یک کشور کوچک –اسرائیل- ولی با حامیان بزرگش را بگیرند. و این همه ثروت و منابع –مالی و انسانی- 57 عضو سازمان کنفرانس اسلامی به چه کار می آید اگر حتی نتواند به لبنان کمک مالی- نظامی بدهد.
نگارنده به خوبی به خاطر دارد که ولی امر مسلمین، مقام معظم رهبری مد ظله – که هرچه ایران اسلامی عزت و سربلندی دارد به برکت رهبری آگاهانه ایشان است- در مراسم افتتاحیه اجلاس سران کنفرانس اسلامی در تهران – سال 1376- خواستار تشکیل ارتش واحد اسلامی شدند تا با ایجاد آن، جلوی هرگونه تجاوز به کشورهای عضو گرفته شود و به کمک مظلوم بشتابند.
اگر این ارتش، تاکنون تشکیل شده بود، اسرائیل هیچگاه به مخیله اش حمله به لبنان خطور نمی کرد و جرأت خط و نشان کشیدن به سوریه و سایر کشورهای اسلامی را نداشت و یا اگر حمله ای صورت میگرفت، ارتش واحد اسلامی میتوانست با استقرار در منطقه، جلوی تجاوز و تعدی بیشتر را بگیرد و مانع اشغال و یا ایجاد خسارت بیشتر گردد. در صورتی که هم اکنون شاهد هستیم که کشورهای اسلامی، جرأت کم رسانی تسلیحاتی به لبنان را هم ندارند چه برسد حضور در منطقه!. ولی برای کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) اگر حادثه ای اتفاق بیافتد، سریعا این قدرت نظامی به کمک آنها شتافته و زیر ساختهای دشمن متجاوز را مورد هدف قرار داده و از سرزمینهای اشغالی بیرون میکند، همانطور که در جنگ بالکان شاهد آن بودیم.
در این مورد که کشورهای اسلامی در حال حاضر همگی متفق القول و همفکر نیستند و برخی با یکدیگر نیز مشکل دارند، شکی نیست – همانطور که برای کشورهای عضو ناتو نیز این موضوع صدق پیدا میکند – ولی شاهد آن ضرب المثل قدیمی عربی است که می گوید: "من و برادرم با هم متحد می شویم و با پسر عمویمان می جنگیم ولی اگر قبیله دیگری به ما حمله کرد، ما با همان پسر عمو متحد شده و با دشمن می جنگیم!" که این نشان از عِرق و حمیت عربی است که در حال حاضر در میان سران اعراب وجود ندارد.

اگر هر کشور اسلامی بطور میانگین حدود 2000 نظامی حرفه ای و تنها یک پادگان –پایگاه نظامی- و بخش کوچکی از ادوات نظامی خود را برای تحقق این امر اختصاص دهد، یک ارتش بیش از یکصد هزار نفری از نیروهای زبده نظامی و با پشتوانه مالی و نظامی اعراب و مسلمانان بوجود خواهد آمد که با استفاده از توان فکری متخصصان کشورهای عضو و سرمایه مسلمانان، توان تولید مدرن ترین سلاحهای جنگی را دارا خواهد بود که با توجه به تعداد زیاد کشورهای عضو، سهم مالی و تدارکاتی هر کشور در این مجموعه نسبت به بودجه های نظامی، رقم ناچیزی می گردد و تنها با یک رزمایش مقدماتی آنها، رعب و وحشت زیادی در دل دشمنان اسلام و بشریت وارد خواهد کرد. چه خوب است که حمله اسرائیل به لبنان، جرقه ای برای تحقق این حرکت گردد هر چند در شروع کار با 5-6 کشور اسلامی آغاز گردد.
ولی اینکه چرا چنین قدرت نظامی ای تا کنون نتوانسته است تشکیل گردد، تنها به سخن امیر المؤمنین علی علیه السلام بسنده کرده و کلام را ختم مینمایم، که ایشان به یارانشان می فرمایند: "آنها (منظور یاران معاویه) در هدف باطل خود راسخ و ثابت قدمند ولی شما در حق خودتان دچار سستی هستید."

/ 0 نظر / 35 بازدید